نسخه تازه فیلم گاو پس از ۴۵ سال بر پرده سینماها

ساخته بود که فیلمی اکشن و ماجراجویانه ...

خبرگزاری دانشجویان ایران خبرداده است که دوستداران سینمای ایران در روز های نوروز  امسال می توانند نسخه تازه بازسازی شده فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویی، که در اواخر دهه چهل ساخته شد را بر پرده سینماهای تهران ببینند. جالب این که در ستایش این فیلم ایسنا،سایت خبرگزاری دانشجویان توانسته نظر بسیاری از منتقدان معروف دهه چهل و پنجای ایران را که در زمان نمایش اولیه فیلم نوشته شده اند، همراه گزارش خود کند اما حتا یک بار از نویسنده داستان فیلم زنده یاد غلامحسین ساعدی، یاد نکرده است. بی شک تولید فیلم  گاو بدون ساعدی و اثرش ناممکن بود. یعنی بخش مهمی از موفقیت فیلم و شخصیت اولیه مهرجویی در سینمای ایران به این اثر دکتر ساعدی باز می گردد. این  واقعیت انکار ناپذیری است که امروز رسانه های داخل کشور در تلاشند تا آن را  انکار کنند. چنین حذفی نشان می دهد که چقدر فضای فرهنگی هنوز بسته  و به عبارت دیگر تحمیلی است. چرا که نویسنده مهمی چون ساعدی به عنوان یک مخالف حکومت اسلامی که ۳۰ سال از مرگ او گذشته نامش هنوز با ترس و سانسور همراه است. معلوم نیست در تیتراژ نسخه تازه فیلم، نام او آمده باشد. چیزی که هست ایسنا و هر رسانه دولتی دیگر هر چه بخواهند می نویسند اما حذف تاریخ نمی توانند.

... ‌شده فیلم «گاو» در سینماهای فرانسه

 

سینما رفتن در تعطیلات نوروز همیشه برای علاقه‌مندان هنر هفتم لذت بخش است، اما امسال این لذت برای تماشاگران حرفه‌ای‌تر سینما دوچندان شده است چراکه آنها می‌توانند بعد از ۴۵ سال نسخه بازسازی شده ی فیلم «گاو» اثر تامل برانگیز داریوش مهرجویی را روی پرده نقره‌ای سینما ببینند.

به گزارش خبرنگار سینمایی ایسنا، هرچند مخاطبان جدی سینما بارها فیلم «گاو» را دیده‌اند اما اکران عمومی این فیلم در گروه «هنر و تجربه» لذتی دیگر دارد. سال ۴۸ که این فیلم به عنوان یکی از آثار موج نو سینمای ایران معرفی شد، نظرمنتقدان بسیاری را جلب کرد.

همزمان با اکران این فیلم در گروه «هنر و تجربه» بخشی از این نظرها را مرور می‌کنیم:

مهرجویی خود درباره ساخت فیلمش گفته است: «ساعدی بود که اولین بار ساختن فیلمی از روی داستان «گاو» را به من پیشنهاد کرد و مرا به تعمق واداشت. من می توانستم قبول کنم یا رد کنم، در هر حال آنچه مرا وادار به ساختن آن کرد، وابستگی و ارتباطی بود که بین طرز تلقی خودم و او می دیدم.»

 

اما زنده یاد هوشنگ کاووسی در مقاله‌ای با عنوان “«گاو» در یک قدمی یک فیلم فوق‌العاده” به تحسین از آن پرداخت: «… فیلم مهرجویی را که تماشا می کنم، آن را در یک فضای غنی و گسترده صمیمی می‌یابم و اندیشه‌هایش را که با مرکب نور بر پرده سینما نوشته می‌شود، با چشم روح می‌خوانم و به خاطر راستگویی‌هایش به او تبریک می‌گویم و با صمیمیتی که فیلمش به ما می‌آموزد، دستش را می‌فشارم…»

این صاحب نظر سینما در بخش دیگری از نوشتار خود آورده است:« جهان فیلمی که دایوش مهرجویی می‌سازد، یک جهان سه بعدی است که دوربین تا عمق زندگی فردی و جمعی افراد پیش می‌رود. این افراد و آدم‌ها که با غریزه‌های طبیعی‌شان زندگی می کنند و با هم همدردند و در میانشان خائن نیست.»

هوشنگ حسامی نیز در مقاله‌ای با نام «گاو نقطه‌ای تاریخی در سینمای ایران» به تقدیر از آن می‌پردازد:

«عاقبت لحظه تاریخی در سینمای فارسی فرا رسید و ما اینک می‌توانیم به راحتی ادعا کنیم که یک فیلم قابل ارائه در بازارهای جهانی را در دست داریم. فیلم «گاو» بی شک یک سینمای سالم و راستین، قابل قبول و سینمایی بر خوردار از تکنیکی آگاهانه است. فیلم گاو یک تحول اساسی و فوق‌العاده عظیم را در سینمای این ملک سبب شده و ما قبل از آن که حرف‌هایمان را درباره گاو بگوییم، صمیمانه دست داریوش مهرجویی را به خاطر ایجاد این تحول بزرگ، می‌فشاریم…»

حسامی در بخش دیگری از مقاله خود آورده است: «داریوش مهرجویی با فیلم خوب «گاو» خود را به عنوان یک فیلمساز آگاه و روشنفکر تثبیت می‌کند. فیلم او سرشار از لحظات سینمایی است چنانکه می‌توان آن را با آثار خوب و برگزیده سینمای غرب مقایسه کرد. «گاو» در قصه در ارائه قصه در پرورش آدم‌های بازی و در ایجاد فضای سینمایی مطلق، توفیق دارد. قصه «گاو» یک ریشه عرفانی دارد و جدا از آن رابطه عاطفی انسان با انسان، انسان با حیوان و انسان با شیء را به نحوی بارز و مسلط بازگو می‌کند. در فیلم «گاو» عرفان شرق از یک سو و روابط عاطفی انسان از سویی دیگر، نمود می‌کند و مهرجویی به شکلی آگاهانه و دقیق یک محیط بسته و محدود و گرفتار را تصویر می‌کند.»

فریدون رهنما نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و منتقد نیز درباره اهمیت «گاو» در چند بند نوشته است که بعضی از آنها را بازخوانی می‌کنیم:

«…”گاو” نسخه دوم و یا سوم یا چهارم یک فیلم غربی و یا وصله‌هایی از چند فیلم نیست با آن چاشنی‌های ایرانی نما که می‌دانید و تاثیری اگر هست، به شکل الهام است نه به شکل تقلید.

فیلم فقط معرکه گیری نیست، اندیشه در کار است و از همه مهمتر کوششی. تا مقام تصویر و در نتیجه مقام سینما تا آنجا که ممکن باشد، تنزل نکند.

اگر به آن اقبال شده است، این اقبال به شکلی یک نوع هماهنگی ویژه میان بی سوادان و نوسوادان و کهنه سوادان نبوده است.

خلاصه از فیلم های بسیار نادر است که در وجود آن کس که هنوز کلمه فرهنگ و تمدن ایران بی اثر نیست، ایجاد شرمندگی نمی کند.»

پرویز دوایی نیز دو نقد درباره «گاو» دارد. یک بار تحت عنوان «دریچه‌ای دیگر به سوی نور» که در آن می‌نویسد:

«اقبالی که عامه مردم به گاو نشان می‌دهند، این صف درازی که پشت گیشه درست شده و خلاصه این چویی که توی دهن‌ها افتاده و کارکرد فیلم واقعا جای همه جور خوشحالی دارد. فروش گاو دور از هر گونه مته به خشخاش گذاشتن و انتقاد ازاین جور حرف‌ها می‌تواند عامل مهم دیگری برای تحرک دادن به سینمای ما و راه انداختن این سینما در جهتی سوای سینمای کنسرو کاباره‌ای باشد…

موفقیت مالی گاو که می‌تواند انگیزه‌ای باشد برای آن که تهیه کننده‌های ما از صرف سرمایه به خاطر فیلم غیر کاباره‌ای وحشت خود را از دست بدهند. ای بسا که این کار اشاعه پیدا کند و یک عده جوان صاحب ذوق که در بازار تجارتی فیلم فارسی محلی برایشان نیست، بتوانند در سینمای دیگری محل و مجال حرف زدن پیدا کنند…

دوایی در نقد دیگری با عنوان «فیلم گاو هنوز سینمای مولف نیست» نکات تازه‌ای را مورد بحث قرار می‌دهد:

«گاو فیلم خوبی است، این سخن در آغاز کلام برای تعیین تکلیف لازم به نظر می‌رسد و نیز نویدی است در این مایه که فیلم فارسی نخستین روایت گران راستین خود را کم کم باز می‌یابد. آنک «قیصر» و اینک «گاو».»

پرویز نوری دیگر منتقد و کارشناس سینما نیز در مقاله‌ای با نام «سینمایی دیگر در سینمای ما» فیلم را می‌ستاید، او یکی از امتیازات فیلم را بازی بازیگران آن دانسته و نوشته است:

«… از امتیازهای فیلم یکی بازی عزت الله انتظامی است در نقش مش حسن که به توصیف نمی‌آید. عمیق، قوی و صادقانه است.در فصل‌های اختتامیه آنجاکه به قالب گاو در می‌آید، بازی او تن را می لرزاند و نیز فیلمبرداری بسیار درخشان فریدون قوانلو که فکر می‌کنم نقش عمده‌ای داشته است در القای اتمسفر لازم به تماشاچی. همینطور نمی‌شود از بازی سایر هنرپیشه‌ها ذکری به میان نیاورد: جمشید مشایخی، علی نصیریان، خسرو شجاع زاده، زنده و با روح بازی کرده‌اند.»

پی نوشت: بخشی از این مطلب از تاریخ سینما ایران نوشته جمال امید نقل شده است.

Categories: ادبیات, سینما

Tagged as: , , ,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *