سارا صابر و تجربه گردهمایی بزرگ حمایت از پناهجویان در شهر برگن

 

سارا صابر( ۲۴ ساله متولد نروژ)  فعال ایرانی تبار حقوق بشر، یکی از برنامه ریزان اولیه گردهمایی بزرگ حمایت از پناهجویان(  Solidaritetsmarkering i Bergen for flyktninger)  در روز ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۵ در شهر برگن بود. این گردهمایی همزمان با دیگر شهر های اروپایی و با حمایت ۳ هزار نفر از مردم برگن در میدان Festplassen برگزار شد . اجتماع طرفداران حقوق بشر و حامیان پناهندگان در شهر برگن  در این روز که به مدت یک ساعت و نیم برپا شد شامل برنامه های مختلف در حمایت از پناهجویان بود. پناهجویانی که در یکی دو  ماه اخیر ماجراهای شگفت انگیز و غمبار مهاجرتشان از طریق دریا و  ورود گسترده آنان به خاک اروپا و  انتشار عکس کودک غرق شده کرد سوری “ آیلان” افکار عمومی را در سطح دنیا به خود معطوف کرده بود.

ما نگران بودیم

سارا صابر می گوید برنامه ریزی ما در ابتدا ربطی به گردهمایی همزمان با شهر های بزرگ اروپا نداشت. ایده حمایتی ما زود تر از انتشار خبر گردهمایی مشترک شهر های اروپایی شکل گرفت. من و یک دوست دیگرم “ یولیا” در فیسبوک و بعد یک دوست دیگرم “ماکس یلده” خیلی نگران سیل مهاجرت پناهجویان و بی توجه ای دولت ها به حقوق آنان بودیم.  مرتب با هم صحبت می کردیم  و از خود می پرسیدیم که ما به نوبه خود چکار می توانیم انجام دهیم؟  اخبار و عکس های پناهجویانی که در دریاها غرق می شدند و  عده ای که خود را به طرز معجزه آسایی به ساحل می رساندند و بعد با پای پیاده راهی مرز های کشورهای اروپایی می شدند، نگرانی ما را دامن می زد. من حتی قصد داشتم به یونان بروم برای کمک رسانی به پناهجویانی که  از دریا می آمدند. من نتوانستم بروم  اما به خودم می گفتم باید کاری بکنم. از نروژ خیلی ها رفتند با کلی کمک های غذایی و دارو و پوشاک تا  کمک هایشان را به آورگانی که با کشتی و قایق به ساحل می رسند برسانند.

ما ۶ نفر بودیم

سارا می گوید” ما با خیلی جاها تماس گرفتیم که چگونه می شود از داخل نروژ کمک رسانی کرد به پناهجویان. پس از تماس با پلیس استان” فین مارک” که چگونه می توانیم برای رساندن غذا و لباس و دارو  برای پناهجویانی که از مرز روسیه در شمال وارد خاک نروژ  می شوند اقدام کنیم، پاسخ نا امید کننده ای گرفتیم.  اما برای تماس و اجرای برنامه ها خودمان، نا امید نشدیم.  با اداره صلیب سرخ برگن و با سازمان “کمک مردمی نروژ” تماس گرفتیم اما اطلاعات خوبی دریافت نکردیم. به یونان هم که نشده بود برویم پس به فکر مان رسید برای توجه بیشتر مردم و جذب کمک های بیشتر برای پناهجویان یک گردهمایی در حمایت از آنان در برگن ترتیب بدهیم. ما باید دوستان دیگری پیدا می کردیم که تجربه ی کارهای اجرایی در این امور را می داشتند. بعد “ هیدی” و ” مریم” و  یک دوست دیگر  هم آمدند. پس از آن  تصمیم گرفتیم همزمان با روز همبستگی شهر های اروپا با پناهجویان ،برنامه خودمان را به اجرا بگذاریم. تقسیم کار کردیم. من در بخش موزیک کار کردم. تنها یک هفته وقت داشتیم. شبانه  روز کار کردیم. ما ۶ نفر بودیم و  این ایده را اجرایی کردیم. بعد خیلی ها از احزاب آمدند که بخواهند با ما باشند. چند روز به انتخابات هم مانده بود. اما ما نمی خواستیم رنگ سیاسی بگیرد کار ما. قبول نکردیم که کسی از احزاب برنامه یا سخنرانی داشته باشد. حتا از امنستی هم قبول نکردیم که بیایند و سخنرانی کنند. می خواستیم مستقل عمل کنیم و کردیم.

برنامه ها

چند روز مانده به گردهمایی، کمون ده هزار کرون به ما کمک کرد اما این پول تنها برای آماده کردن صحنه کافی بود. این پول را برای جایگاه سخنرانی و موزیک خرج کردیم. خیلی ها کمک های مجانی کردند. ابزار موزیک و پخش صدا و غیره را یک شرکت که اجاره دهنده این ابزار است مجانی در اختیار ما گذاشت. خوانندگان و بند های موزیک هیچ پولی نگرفتند. ” یوسفین” خواننده، آهنگساز و معلم موسیقی – که معلم موسیقی من هم بود – به طور افتخاری خواند و گیتار نواخت. شاعر معروف” فروده گریتن”  Frode Grytten شعری را که برای ” آیلان” و مرگ پناهجویان  در دریاها گفته بود به مراسم ما فرستاد و شاعری دیگر به نام “ Henning H. Bergsvåg  – آن را خواند. کسان دیگری هم برنامه داشتند و موسیقی اجرا کردند و حمایتشان را به طریق مختلف بیان داشتند. “ لئو ” مجری معرف تلویزیون که او نیز مهاجر است از اسلو آمد. ما فقط پول پروازش را دادیم.

 

 نروژی ها و خارجی ها

سارا در باره هدف گروه شش نفره مجری این برنامه می گوید: ما می خواستیم بیاد آوریم که وقتی جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد و مردم جنگ زده اروپا به جاهای دیگر رفتند و پذیرفته شدند، حالا چیزی مثل آن موقع است . پس چرا ما امروز نتوانیم بیاد آوریم که آن زمان چه و چگونه گذشته است. جنگ در سوریه و یا هر جای دیگر  جنگ مردم نیست. اگر در آن جاها امنیت باشد مردم که به مناطق دیگر نمی روند. این که مردم سوریه یا کشورهای مشابه چه در داخل کشور خود و چه به وسیله قاچاق چیان مرگ در آب ها کشته می شوند چه کسی جز وجدان مردم دنیا می تواند به کمکشان برود. از طرفی ما می خواستیم نه تنها خارجی ها بلکه خود مردم نروژ – برگن – را به گردهمایی بیاوریم که فکر می کنم از جهت جواب خوبی گرفتیم. هر چند فکر می کنیم این قضیه حمایت همیشه به همین اندازه  نیست و موضوع برای خیلی ها ممکن است فراموش شود؛ اما نباید این طور باشد تا بچه ای بمیرد و عکسش همه جا منتشر شود و آن وقت کمک ها  و حمایت ها صورت بگیرد.

کار ما ادامه دارد

سارا صابر معتقد است : یک عده فکر می کنند مسئله پناهجویان مسئله مالی است. شاید دولت فکر دیگری بکند و برای پذیرش آنها برنامه های تازه ای به اجرا بگذارد . اما  ما به این که پناهندگان بتوانند راحت تر با جامعه آشنا شوند فکر می کنیم. در شهر ها وضع برخورد با پناهندگان خوب است اما در روستاها و مناطق کوچک خیلی خوب نیست . قرار است به زودی با گروه خودمان برنامه تازه ای را شروع کنیم. در حال صحبت هستیم. شاید به مکان های نگهداری پناهندگان برویم تا بتوانیم کمک بیشتری باشیم. قرار است با یک خانم روانپزشک که از ما حمایت می کند به دیدار اماکن اسکان پناهندگان برویم. ما بیشتر علاقه مندیم روی کودکان تمرکز کنیم. اما برای آینده که چه کار های جمعی بزرگ بخواهیم انجام دهیم در حال صحبت هستیم و می خواهیم برنامه ریزی دیگری را آغاز کنیم.

هنینگ. هو . برگسوگ ( Henning H. Bergsvåg) شعری از شاعر فروده گریتن  ( Frode Grytten) به نام ” بار دیگر هزاران دریا نورد” را خواند. شعر گریتن بسیار مورد توجه قرار گرفت.

شعر” باردیگر هزاران دریانورد” این گونه آغاز می شود: 

من او هستم در قایق صحرا بر آب های دریا

من او هستم چون دریانوردی بر آب های توفانی

از دود و پوسیدگی و لاشخوران و خبر رسانان

فروده  گریتن ( ۱۹۶۰) شاعری است که به زبان “نی نوشک” شعر می گوید و صاحب کتاب های متعدد شعر است.

 

 

برچسب خورده : . Bookmark the پیوند یکتا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *