خاطران نرودا از شعر و سیاست در گفت و گو با احمد پوری

یورو نیوز/«اعتراف به زندگی» عنوان اتوبیوگرافی و خاطرات زندگی پابلو نرودا، شاعر برجستۀ شیلیایی است که با ترجمه احمد پوری به تازگی در ایران منتشر شده است.

نام احمد پوری، نویسنده، مترجم و استاد زبان و ادبیات انگلیسی، با اشعار عاشقانه‌ای که از شاعران بزرگ جهان مثل نرودا، ناظم حکمت، نزار قبانی، یانیس ریتسوس، کارل سندبرگ، و آنا آخماتوا ترجمه کرده گره خورده است.

مجموعه اشعار «هوا را از من بگیر، خنده ات را نه» اثر پابلو نرودا، «تو را دوست دارم چون نان و نمک» و «دنیا را گشتم بدون تو» از سروده های ناظم حکمت، «در بندر آبی چشمانت» از نزار قبانی، «مرغ عشق میان دندان‌های تو» از فدریکو گارسیالورکا و «سایه‌ای در میان شما، گزیده اشعار آنا آخماتوا» و «گزیده اشعار شل سیلوراستاین»، تعدادی از آثاری‌اند که با ترجمه احمد پوری در ایران منتشر شده‌اند و برخی از آنها مثل اشعار نرودا و ناظم حکمت، به چاپ های متعدد رسیده‌اند.

احمد پوری علاوه بر ترجمۀ شعر، رمان نویس هم هست و تا کنون از او، رمان «دو قدم این‌ور خط» به وسیله انتشارات چشمه در ایران و رمان «پشت درخت توت» به وسیله انتشارات نوگام در لندن منتشر شده اند.
با احمد پوری به بهانه انتشار خاطرات پابلو نرودا در ایران، گفتگوی کوتاهی کرده‌ام:

«اعتراف به زندگی»، خاطرات نرودا است که قبلا با ترجمۀ دیگری در ایران منتشر شد(فکر کنم مترجم آن هوشنگ پیرنظر بود). چه ضرورتی شما را واداشت که دوباره این کتاب را ترجمه کنید؟

ترجمه ای که گفتید نزدیک به چهل سال پیش چاپ شد که از نظر من ظرافت های زبانی نرودا در آن باز سازی نشده بود و جاهایی از آن نیز به کلی نامفهوم بود. علاوه براین حذفیاتی هم داشت. افزون بر این همه، سال ها بود که دیگر این کتاب در قفسه های کتابفروشی‌ها یافت نمی شد. از این رو بهتر دیدم ترجمۀ تازه تری از آن ارائه دهم.

این کتاب چه دورانی از زندگی ادبی و شخصی نرودا را دربر می گیرد؟

در واقع از پنج شش سالگی نرودا تا چند روز پیش از مرگ او را دربر می گیرد. نرودا تا جایی که حافظه اش یاری می داد از دوران کودکی اش نوشته و بعد از دورۀ نوجوانی و کتاب خوانی اش و سپس از زمان پختگی اش و شعر و سیاست در این کتاب حرف زده.

معمولا خاطرات نویسندگان و شاعران و هنرمندان، تصویر دقیق تر و متفاوت تری از آن شخص به خواننده ارائه می کنند. خاطرات نرودا، از این نظر چه ویژگی خاصی دارد و چه تصویر تازه و متفاوتی از این شاعر بزرگ به ما ارائه می کند؟

اتفاقا نرودا در این خاطره نویسی، بیشتر نگاه به بیرون از خود دارد. شما پس از پایان کتاب هنوز نمی دانید نرودا چند ازدواج کرد، آیا بچه داشت یا نه، خویشاوندان نرودا که بودند و چه نقشی در زندگی اش داشتند. او در عوض از درون خود به اندازه کافی حرف می زند. از کمرویی اش، از دنیای شعر و ارتباطش با آن و از ماجراهای شخصی به اندازه کافی اطلاعات می دهد.

من ترجمه قبلی را خواندم و تا جایی که به یاد دارم، نرودا در خاطراتش از چهره های برجسته ادبی دورانش مثل لورکا که دوست او بودند حرف می زند و بخش های زیادی از خاطرات او شرح ملاقات ها، گفتگوها، مهمانی ها و شیطنت های آنهاست که جذابیت خاصی به این کتاب داده است. آیا از نظر ممیزی این بخش ها سانسور هم شده یا مجبور شده اید که بعضی قسمت ها را به خاطر مجوز تغییر دهید؟

این کتاب خوشبختانه شامل سانسور نشد و آن گونه که من ترجمه اش کرده ام به چاپ رسید.

قبل از اینکه احمد پوری، اشعار نرودا را ترجمه کند، ترجمه هایی از اشعار نرودا به قلم مترجمان دیگر در ایران منتشر شده بود اما هیچ کدام از آنها به قدر «هوا را از من بگیر، خنده ات را نه» مشهور و محبوب نشدند. چه رازی در آن کتاب و ترجمۀ شما بود که این گونه محبوبیت و شهرت یافت و به چاپ بیست و ششم رسید؟

دلایل بسیاری در محبوب شدن کتاب بود. نخست این که مجموعه ای عاشقانه بود و در زمانی چاپ می شد که عشق در پستویی نهان بود. عشق زمینی ملموس و انسانی با بیانی فوق العاده زیبا و شاعرانه در تمام کتاب موج می زد و برای تشنگان آن، جرعه ای آب خنک بود در برهوت. از دلایل دیگر موفقیت آن کتاب، این بود که در ترجمه سعی شده بود شعر تحویل خواننده داده شود و مخاطب، نثر و سطور خشک با ترجمه تحت اللفظی نخواند.

شما اشعار شاعران بزرگی مثل حکمت، لورکا، نزار قبانی و آنا آخماتوا را به فارسی ترجمه کردید. تا جایی که می دانم و شناختی که از شما دارم در میان این شاعران، نرودا برای شما جایگاه ویژه ای دارد. رابطه تان با نرودا و اشعار او چگونه است؟

خب نرودا شاعر بزرگی است . پس از بیش از چهل سال از مرگش، هنوز اشعار او در جهان پر مخاطب است و در کشور هایی مثل آمریکا، جزو ده بیست کتاب برتر سال همواره به فروش می رسد. جایگاه نرودا نه فقط برای منِ مترجم اشعارش بلکه تمامی شعردوستان دنیا ویژه است.

سال هاست شما را می شناسم و می دانم که صدای گرم و بسیار خوبی دارید و یکی از ویژگی های شما این است که اشعار شاعرانی را که ترجمه کرده اید، معمولا در مهمانی ها و محافل خصوصی دوستانه می خوانید. آیا قصد ندارید این اشعار را با صدای خودتان ضبط و منتشر کنید؟

مبالغه دوستانه ای در باره صدای من می کنید ولی به هر حال اتفاقا چند روز است که دو کتاب صوتی من به نام « تورا دوست دارم چون نان و نمک» باصدای خودم و « خاطره ای در درونم است » با صدای خانم کتایون طلوعی به بازار آمده و خوشبختانه هر دو از استقبال خوبی برخوردار بوده اند. شعرهای نرودا و نزار قبانی هم با صدای خودم تا یک ماه دیگر منتشر می شوند.

شما علاوه بر ترجمه، رمان هم می نویسید و رمان «دو قدم آنور خط» شما با استقبال خوبی از طرف منتقدان ادبی و علاقمندان ادبیات داستانی مواجه ش. رمان دیگری هم دارید که به شکل آنلاین در لندن منتشر شد. آیا امکانی برای انتشار آن در ایران وجود ندارد؟

متاسفانه تا این لحظه هنوز تلاش من برای چاپ رمان دوم من در ایران به جایی نرسیده است. امیدوارم این امکان به زودی به وجود بیاید.

این سال ها، ترجمه در ایران دچار تشتت عجیبی شده و رقابت شدیدی بین مترجمان جوان و اغلب گمنام بر سر ترجمه رمان ها و اشعار شاعران غربی وجود دارد طوری که انگار با هم در این زمینه مسابقه گذاشته اند. نتیجه این رقابت ناسالم و غیرطبیعی، مجموعه ای از ترجمه های غلط و غیرقابل فهم در بازار کتاب است. شما این وضعیت را چگونه می بینید؟

در زمینه ادبیات هم مانند عرصه های دیگر ما هنوز مصرف کننده محصولات خارج از ایرانیم. حجم کتاب های ترجمه شده پس از مشروطیت در ایران چندین برابر تالیفات است. رمان و شعر خارجی در ایران مخاطب وسیعی دارد و همین، سبب به صحنه آمدن تعداد زیادی مترجم شده. از طرف دیگر با گسترش امکانات اینترنتی در جهت یادگیری زبان خارجی و استفاده از منابع در اینترنت هم کار را برای عده زیادی آسان کرده تا دست به ترجمه بزنند. این البته به اعتباری خوب است و هیچ اشکالی در آن نیست. اما به علت نبودن کپی رایت در ایران و سهل انگاری ها و سود جویی های برخی از ناشرین، ترجمه های شتابزده و کم ارزش هم در بازار زیاد شده که ظاهرا چاره ای نیست و باید فقط بنشینیم تا سلیقه مخاطبین و داوری زمان آن هارا از غربال گزینش عبور دهد و ناسره ها را از میدان به در کند.

الان چه کتابی در دست ترجمه دارید؟

گزینه ای از اشعار ماریناتسوه تایوا، شاعر هم عصر آخماتوا و دوست او را آماده تحویل به ناشر کرده ام و گزینه ای نسبتا جامع از اشعارعاشقانه های جهان را در دست ترجمه دارم.
منبع/ یورنیوز

برچسب خورده : . Bookmark the پیوند یکتا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *