ایرانیان در برگن

آسیب های روانی در میان مهاجران

روز دهم سپتامبر ۲۰۱۶ سمینار بررسی آسیب های روحی در میان مهاجران و پناهندگان  به زبان فارسی در شهر برگن برگزار می شود.

یکی از پیامدهای پناهندگی و مهاجرت  می تواند مسئله آسیب های روحی، خانوادگی و عاطفی باشد که عموما خود را به شکل افسردگی نشان می دهد. این عارضه منحصر به ملیت خاصی در جامعه ی تازه نیست، نهاد انسانی بخاطر پارگی جسم و روان از زادگاه، خانواده و فرهنگ مالوف، می تواند در معرض این آسیب ها قرار گیرد. این اتفاق روحی هر چند در میان مهاجران همه گیر نیست اما به جهت زمینه های مساعد در غربت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. 

بی گمان راهکارهای مناسب برای پیشگیری، مقابله و ترمیم آسیب هایی از این دست را می باید در علوم روان پزشکی و روانکاوی جستجو کرد. در نشست بررسی آسیب های روحی در میان مهاجران و پناهندگان، دو روان پزشک در شهر برگن درباره موضوعات مختلف در این زمینه با حاضران سخن خواهند گفت و جلسه با هم اندیشی، اظهار نظر و پرسش های حاضران ادامه خواهد یافت. دکتر سیمین صبری و دکتر آریان رفیعی مهمانان این جلسه خواهند بود. برنامه ی این نشست در دو بخش تعیین شده که در قسمت نخست  دو مهمان متخصص درباره احتمال انواع آسیب های روانی در میان مهاجران و پناهندگان و از راهکار های مناسب در این باره صحبت خواهند کرد و در بخش دوم  که مدت زمان بیشتری برای آن تعیین شده، حاضران برای اظهار نظر وقت خواهند داشت تا در این هم اندیشی مشارکت فعال داشته باشند. این نشست روز ۱۰ سپتامبر، سر ساعت ۱۸٫۳۰ در نشانی   Batteriet Vest, Kong Oscars gate 7 i Bergen آغاز می شود و تا ۲۱٫۳۰ ادامه می یابد.

با دیدگاه های دو مهمان این جلسه آشنا شوید:

دکتر سیمین صبری:

من فکر می کنم برگزاری این نوع جلسات بسیار ضروری است. موضوع آسیب ها و عوارض روحی در میان مهاجران باید برای همه ما جدی تلقی شود. شما حساب کنید حتا یک نروژی که جابجا می شود و از شهر خود به شهری دیگر کوچ می کند دچار مشکل و گاه بحران روحی می شود. بنابر این موضوع روح و روان  انسان موضوع بسیار مهم و وسیعی است. به خصوص در میان ما مهاجرانی که از یک جغرافیا و فرهنگ دیگری آمده ایم این موارد می تواند عمیق تر باشد. من فکر می کنم این جلسات می تواند مفید باشد و چه خوب است ادامه یابد.

من در کمون “فورده” بودم و برای اشخاص مختلف با ملیت های مختلف این جلسات را برگزار کردیم که خیلی مفید بود. با گفت و گو در این جلسات می توان جلو سرخوردگی ها را گرفت. یکی از چیزهایی که پناهندگان بخصوص با آن مواجه اند عدم تطابق شرایط با خواسته های آنهاست. عموما خواسته های آنان بالاست. در ذهنشان توقع ای بوجود آمده که با واقعیت محل جدید ناهمخوان است. اما می شود با برگزاری این نوع جلسات آن خواسته ها و توقع ها را نرمالیزه کرد.

موضوع  عدم آشنایی با حقوق کودکان هم می تواند در میان خانواده ها در ایجاد تنش و مشکلات روحی موثر باشد. ما در جوامع خودمان فکر می کنیم صاحب کودکان هستیم. اما در این جا قانون می گوید این کودکان به امانت در دست شما هستند و در اصل به اجتماع تعلق دارند. در صورت بد رفتاری با کودکان ممکن است دولت کودک یا کودکان را از خانواده ها بگیرد.

به موضوع زنان و خانواده هم می شود دقت کرد. در نروژ حقوق زنان بسیار بالاست. رفتارهای خشونت آمیز خانگی می تواند به از بین رفتن روابط یک خانواده بیانجامد. معمولا در جامعه جدید مردان که در محیط گذشته از موقعیت برتر برخوردار بودند دچار بحران می شوند. چه زنان و چه مردان اگر به حقوق خود در این جامعه آشنا شوند و متناسب با حقوق قانونی خود رفتار کنند می توانند فضای خانوادگی را برای خود و فرزندانشان بدون تنش و مشکل اداره نمایند. به هر حال صحبت زیادی باقی می ماند که در جلسه می توان در مورد آنها صحبت کرد. تاکید من این است که این جلسات را دست کم نگیریم و در آینده نیز این نشست ها  را تکرار کنیم.

دکتر آریان رفیعی:

روانشناسی ابعادی پیچیده، وسیع و ناشناخته دارد، مثل بیماری فیزیکی نیست که تقریبا همه از آن باخبر باشند.  همه ی بیماری های جسمی در انسان ها  تقریبا مثل هم اند و شیوه های درمان یکسان هم دارند. اما بیماری های روحی به نسبت فردیت اشخاص با هم متفاوت  است و به شیوه های درمان جداگانه نیاز دارد. در میان کسانی که دچار افسردگی و اختلال روحی می شوند بسیار دیده شده که فرد بیمار دارو هایش را مصرف نمی کند. یا یک دوره کوتاه مصرف می کند و بعد، از خوردن قرص صرف نظر می کند. داروهایی که برای این افراد تجویز می شود در یک دوره طولانی تر تایثر خود را آشکار می کند. در حالی که آنها  انتظار دارند تاثیر آن باید مانند داروهای بیماری جسمی باشد.

در مجموع بیماری روحی و افسردگی،  ۴۵ درصد ارثی و ژنتیک است و بقیه به محیط بر می گردد. به همین دلیل هر شخصی ممکن است در محیط اجدادی و زادگاهش هم افسرده بشود، اما در محیط غریبه و ناشناس یا در خارج از کشورش این احتمال  فعال تر و زیادتر می شود.

پارانویا از جمله بیماری های روحی شایع در میان پناهندگانی است که اغلب از کشورهای استبداد زده آمده اند. به طور مثال ترس از پلیس در آنان نهفته است و گاه این ترس چنان  برجسته می شود که اغراق آمیز می نماید.

ما باید با  روح و روان خود مانند جسم و تنمان رفتار کنیم. نباید معضلات روحی خود را پنهان کنیم؛ پنهان کردن این چیزها راه درمان آن را دشوارتر خواهد کرد. بسیار پیش آمده که بیمار روحی به خوردن دارو اعتقاد نداشته و یا می خواهد پس از خوردن دارو زود جواب بگیرد و یا انتظار دارد مصرف آن بدون عوارض باشد و به همین دلیل خودسرانه خوردن قرص را قطع می کند. در حالی که مشکلات روحی با پیگیری بیماری و با مصرف دارو در دوره ای نسبتا طولانی رفع می شود.

.تاثیر محیط بر فرد و مهم تر از آن، اثر منفی محیط در خانه و در میان کودکان می تواند بسیار ناگوار باشد و در این صورت با انتقال مشکلات روحی به خانواده، کودکانی که در شرایط پرتنش خانوادگی پرورش می یابند  آسیب های روحی به نسل دوم  انتقال یابد. مسئله شغل، زبان، محیط و غیره ، برای خارجی ها در محیط ناآشنا می تواند به صورت استرس و نگرانی وارد حریم خانواده ها شود و در حضور کودکان به تنش های خانوادگی بیانجامد. به همین خاطر بسیار مهم است که ما در جلساتی مثل همین جلسه، روی راهکارهایی که به کمتر آسیب دیدن و یا آسیب ندیدن منجر می شود بیشترصحبت کنیم. من انتظار دارم دراین نشست دوستان شرکت کننده هم  اظهار نظر کنند تا جلسه با کیفیت بهتر برگزار شود.

 

برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *