سینما

موی زنان از نگاه عباس کیارستمی در فیلم کوتاه ” نه”

 
——-
منبع: سینما چشم/ ترجمه گفتار به فارسی : سارا سمیعی

– سلام

– سلام

– اسمت چیه؟

– ربکا

– ربکا، چه اسم قشنگی! چند سالته؟

– چهار سال

– چهار سال… چه خوب! خیلی عالی!

– موهات خیلی قشنگه! یه کم بهم نشونشون میدی؟ اوه! چقدر قشنگن!

… حالا جلوشو ببینم

– میدونی چرا گفتن بیایی اینجا؟ میدونی؟

– اوم

– چون میخواییم یه فیلم کوتاه با شرکت تو بسازیم. تو میشی هنرپیشه! میدونی که فیلم راجع به چیه؟ میدونی؟ میدونی داستانش چیه؟ داستان دو تا دختر کوچولوئه که خیلی با هم دوستن. یکیشون مث تو موهای خیلی خیلی بلند خوشگلی داره. اون یکی موهاش خوشگل نیست و یه ذره به تو حسودی میکنه. یعنی … یه ذره بدجنسه.

– چرا؟!

– چون یه ذره به موهات حسودیش میشه. خب داستان اینجوریه: یه روزِ قشنگ این دوستت که یه کم به موهات حسودی میکنه، میاد خونۀ تو و قتی که تو غرقِ خوابی و داری هفت پادشاهو می‌بینی، دوستت موهای تو رو کوتاه میکنه، کوتاهِ کوتاه! و وقتی که تو بیدار میشی می‌بینی که موهای قشنگت نیست… خب حالا واسه ساختنِ این فیلم، ما مجبوریم که موهای تو رو کوتاه کنیم. کوتاهِ کوتاهِ کوتاه.

– مامانم باید موهامو مث موهای خودش کوتاه کنه.

– اما اگه ما بخواییم موهاتو کوتاه کنیم، باید تا ته کوتاش کنیم، یعنی با تیغ بزنیمشون. این کار واسه فیلمه. تو موافقی؟ موافقی که موهاتو از ته بزنیم و دیگه مو نداشته باشی؟

– نه دوست ندارم 🙁

– دوست نداری؟

– نه!

– پس چی دوست داری؟

– دوست دارم موهام همینجوری بمونه.

– چه جوری؟

– همینجوری… نگاه کن! میتونین یه کم اینجوریش کنین.

– ولی اگه بخواییم همۀ موهاتو بزنیم چی؟ میشه؟ میذاری این کارو بکنیم؟ میذاری موهاتو از ته بزنیم؟ دیگه مو نداری ولی خب بعدن بلند میشن. آره؟ بگو!

– نه!

– چرا؟

– نه!

– جدن نه؟ مطمئنی؟ نمیخوای هنرپیشه بشی؟ مشهور بشی؟ تو فیلم بازی کنی؟

– نه!

– ولی بابات گفت خیلی دوست داری تو این فیلم بازی کنی. گفت خیلی از این موضوع خوشحال بودی… نمیخوای؟ حتی اگه موهات بعدن بلند بشن؟ بازم نمیخوای؟ فکر کن!

– نه…

– مطمئنی؟ بگو جوابت آره‎ ‌ست یا نه.

– نه!

– مطمئنِ مطمئنی؟ واقعن نه؟ نهِ نهِ نهِ نه؟

– نه!

– خب اگه قصه رو عوض کنیم چی؟ اینجوری: دوستت موهای خیلی بلند قشنگی داره و این تویی که تو فیلم بهش حسودیت میشه… و تصمیم میگیری بری وقتی که اون خوابه، موهاشو کوتاه کنی، یعنی تا ته بزنی… واسه فیلم این کارو میکنی؟ باید قیچی رو ورداری و بری خونه‌ش و وقتی که اون خوابیده موهاشو کوتاه کنی!

– چه جوری این کارو بکنم؟

– همینجوری… قیچی رو ورمیداری و موهاشو تا ته میزنی که دیگه مو نداشته باشه… و وقتی که فردا صبح اون بیدار میشه میبینه که دیگه هیچ مویی نداره. همه‌ش کوتاه شده.

– ولی خب الکیه دیگه! مگه نه؟

– نه! واقعن باید موهاشو بزنی!

– واقعن؟!

– آره. واسه فیلم باید واقعی باشه. انجامش میدی؟

– اگه اینکارو بکنم، خسته میشم؟

– نه! ولی بعد از اینکه تو اینکارو بکنی، اون شروع میکنه به گریه کردن و هی گریه میکنه… خب چیکار میکنی؟ کوتاه میکنی؟

– آخه… این کار خسته‌م میکنه؟

– نه! نه! تو موهاشو کوتاه میکنی. فکر میکنی صبح که از خواب بیدار شه و متوجه بشه، چیکار میکنه؟

– گریه میکنه!

– گریه میکنه. خب تو این کارو میکنی؟ موهاشو میزنی؟

– پس موهای منو کوتاه نمیکنن؟

– میخوای موهات کوتاه بشه؟ موهاتو کوتاه کنن؟

– نه! نه!

– نه؟ نمیخوای موهاتو کوتاه کنن؟

– نه! من میخوام موهامو مث مامانم کوتاه کنم.

– چه جوری؟

– مث مامانم دیگه!

– بهم نشون بده چه جوری؟

– اینجوری… تا اینجا. مث مامان.

– یه ذره فکر کن! واسه فیلم… جوابت نه ست؟

– نمیخوای موهاتو از ته بزنی؟ مطمئنِ مطمئنی؟

– (بااشاره) نه نمیخوام!

– خوب جوابمو بده!

– (با صدای بلند) نه!

برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *