ادبیات

سلما لاگرلوف، مهم ترین نویسنده زن تاریخ سوئد، تبار ایرانی دارد؟

Bilderesultat for selma lagerlof

گاهنگ: چند روز قبل در فیسبوک، یک فعال اجتماعی و سیاسی ایرانی در کشور سوئد( امیر ممبینی) پستی در صفحه اش گذاشت که می تواند از جنبه تاریخ مهاجرت و سرنوشت تبار ایرانی در اروپا، آن هم در اسکاندناوی ، برای ایرانی ها جذاب باشد. او ابتدا دریافت که رهبر دست راستی های امروز سوئد( کریستر ساندلین) که تمایل به گرفتن پست نخست وزیری سوئد دارد ، تبارش به یک ایرانی به نام عبدالله اسفهانی می رسد که در قرن ۱۵ میلادی به دستور شاه عباس صفوی وارد سوئد شد. اما کار به همین جا خاتمه نیافت و “ممبینی” در پست بعدی خود با اتکاء به یک نوشته ی دانمارکی، مهم ترین نویسنده زن سوئد( سلما لاگرلوف، اولین زن دریافت کننده جایزه نوبل ادبیات در تاریخ نوبل. عکس او روی اسکناس کشور سوئد نقش بسته) را هم از تبار عبدالله اسفهانی که به مسیحیت گرویده بود و نامش را به” توره اسپاهاندلین” تغییر داده بود، می داند. و در میان، چندین شخص نامدار دیگر در سوئد نیز تبارشان به آن ایرانی فرستاده شده اواخر قرن ۱۵ بازمی گردد. به هر رو، هر دو نوشته را با متن دانمارکی آمده در صفحه مورد نظر، در زیر بخوانید:

—————————————
یک اتفاق عجیب
نوشته ی: امیر ممبینی

چندی پیش در کانال ۲ تلویزیون سوئد شنیدم که کریستر ساندِلین Christer Sandelin هنرمند سرشناس این کشور مایل است که رهبر حزب فرا راست و راسیست موسوم به دموکراتهای سوئد در دور آینده نخست وزیر شود. ایشان در آن برنامه مورد انتقاد قرار گرفتند. دیروز بر حسب اتفاق خبر راسیستی دیگری از او خواندم و کنجکاو شدم که کیست او. روشن است که نژادها با هم تفاوتهایی دارند. چشم چینی بادامی و گونه مغول پهن و رنگ آفریقایی سیاه است. اما تفاوت سرشتی و برتری یکی بر دیگری توسط علم ثابت نشده است، خاصه به این دلیل که معیار واحدی نمیتوان در نظر گرفت. همین باور سبب شد، مثل برخی موارد مشابه، بروم ببینم این فرد کیست. در اینجا بود که نزدیک بود شاخ روی کله من سبز شود. چرا؟ حکایت از این قرار است.

اولین ایرانی که ورودش به سوئد ثبت شده است کسی بود به نام عبدالله اسفهانی. در سال ۱۶۲۰ میلادی آقای اسفهانی همراه بنگت بنگتسون، معروف به بنگت سیاح، وارد سوئد شد. پس از کوتاه مدتی اسفهانی به دربار گوستاو دوم آدولف وارد میشود و شاه او را با یک لقب اشرافی رئیس کل دایره نگهداری و سازماندهی وسایل نقلیه دربار میکند، که در آن زمان اسب و درشکه مهره های اصلی این مجموعه بودند. چیزی نگذشت که اسفهانی زرنگ ما که عاقبت امت اسلامی را پیشبینی کرده و به وحشت افتاده بود غسل تعمید دید و مسیحی شد و نامش را گذاشت، توره اسپاهاندِلین Thure Spahandelin لطفا به کسره دال توجه کنید که در قاموس سوئدی پیدا نمیشود. یعنی اسفهان را به صورت اسپاهان وارد ترکیب نام فامیلش کرد و الحق در گزینش نام و نام فامیل ظرافت به خرج داد. پس از مرگ ایشان به سال ۱۶۲۷ میلادی در استکهلم، نوه ها و نواده های او نام فامیلی اسپاهاندلین را داشتند تا این که نوه او یوهان در سال ۱۶۶۷ میلادی با اجازه دربار اسپهاندلین را به ساندِلین Sandelin مبدل کرد و این امر در اسناد سوئد ثبت است. مطابق فرهنگنامه سوئد این نام فامیل از آن منشأ است و هر که این نام فامیل را داشته باشد شجره اش دقیقاً به عبدالله اسفهانی خودمان بر میگردد.
حالا این بیچاره ساندلین راسیست (که االبته خود منکر است) احتمالا روحش خبر ندارد که حداقل یک رگ راس خودش را همشهری ما جور کرده است. خوب، دنیا بدجوری راس تو راست شده. فکر کنید آن محقق یهودی ضد ایرانی وقتی پعد از آزمایش دی ان ای معلوم شد خودش فارس است چه آتشی به جانش افتاد. راستش اگر من پول و پله ترامپ را داشتم اول کاری که میکردم آریایی های دو آتشه خودمان را آزمایش دی ان ای میکردم تا ببینم کدام آلیاژ را دارند.

و ادامه ماجرا
نخیر بابا کار بالاگرفته:
سلما لاگرلوف مهمترین نویسنده زن تاریخ سوئد از خودمانه!
———————————————————

عرض کنم خدمت شما، زیر عنوان یک اتفاق عجیب، که همین پایین میتوانید ببینید, ماجرای نام فامیل کریسترساندِلین و منشا گرفتن آن از اسپهاندلین، یعنی نام فامیل عبدالله اسپهانی را براتون نوشتم و ماجرا را تعریف کردم. حتما بخوانید. چون سخت کنجکاو شده بودم قضیه را دنبال کردم و قضیه هم از بدشانسی کریستر ساندلین و الباقی راسیستها های بینوا همینطور بیخ پیدا کرد. جانم که براتون بگه منابع دانمارکی که خوندنش برای ما مثل سوئدیه حتی مدعی شدند که این عبدالله اسفهانی علاوه بر این که میرآخور شاه عباس بود دستی هم در سیاست داشت و حتی وزیر بود، که این یکی مورد تأیید قرار نگرفت. شاه عباس که عاقل ترین سیاستگر تاریخ غیر باستانی ایران است وقتی سیاح سوئدی معروف به بنگت سیاح وارد اسفهان میشه او را تحویل ارمنیهای مسیحی میده تا ازش پذیرایی کنند و صد البته از جشن ختنه سوران هم نجاتش بده. در همین رابطه است که عبدالله اسفهانی که گویا میرآخور دربار بود با این سیاح دوست میشه. و یک جان مسلمان و یک جان مسیحی توی دو تا قالب اسفهانی و سوئدی بخیر و خوشی همبستر میشن. شاه زیرک زود موضوع را بو میبره و پنهانی به این عبدالله اسفهانی مأموریت میده که تا اون سر قطب شمال هم این بابا را ول نکنه و باش بره تا برسه به مقداری اطلاعات و منافع در در بار بلاد سویده یعنی همان سوئد خودمون. اسفهانی هم وقتی پاش به سوئد میرسه مثل برق سر از دربار در میاره و لقب اشرافی میگیره و میشه سرپرست أمور حمل و نقل دربار، خوب دیگه، توی کشور ما بی تربیتی میکنن و میگن میرآخوردربار. این که او چند صد نامه سری برای دربار شاه عباس فرستاد و چگونه سوئدی ها را مفتون اسفهان کرد دیگر بماند. باری، از این عبدالله جان فرزندان و نوه ها و نبیره های مهمی زاده شده که چندتاش اینها هستند:

مقاطعه کار معروف آدولف ساندِلین که در زمان خود یکی از ده نفر ثروتمنان بزرگ سوئد بود و مایه حیرت و حسادت برادران یهودی. راستش این اسفهانی ها همیشه رقیب یهودی ها بودند و دست از سر آنها بر نمیدارند.

گوستاو فرودین معروفترین زمین شناس سوئد نواده آق عبدالهه خودمان بوده.

اسایاس تگنر شاعر و ادیب معروف سوئد در قرن نوزده یکی دیگر از نواده های اسفهانی بوده است.

اما، از همه مهمتر این که، سلما لاگرلوف, بزرگترین نویسند زن تاریخ سوئد و برنده نوبل ادبیات که تصویرش روی اسکناسهای مهم سوئدی همیشه نقش است، از نواده های عبدالله اسفهانی بوده است و یک رگ گرم ایرانی داشته است.
—————————
Biografi

Abdollah Esfahani var riksstallmästare vid Shah Abbas I:s hov i staden Isfahan i Iran. Enligt den danska författarinnan Astrid Ehrencron Kidde verkade han som storvesir åt samme kung, något som inte styrks av persiska källor från safavidisk tid.[1] På ۱۶۱۰-talet blev han där bekant med den svenske resenären Bengt Bengtsson Oxenstierna, mer känd som “Resare-Bengt”, som uppehöll sig vid det persiska hovet. De blev så goda vänner att Abdollah Esfahani följde med Oxenstierna till Sverige. De anlände till Stockholm 1620.[2] Esfahani blev så betagen av Sverige att han lät döpa sig i Tyska kyrkan och tog namnet Thure Spahandelin. Efternamnet var hämtat från den gamla stavningen av hans födelsestad (Spahan سپاهان).
Samma år blev han överste hovstallmästare åt Gustav II Adolf i Stockholm. Han avled i Stockholm 1627.
Släkten Sandelin[redigera | redigera wikitext]
Hans sonsons son Johan (född 1667) ändrade efternamnet till Sandelin. Det svenska efternamnet Sandelin härstammar alltså från namnet på den persiska staden Isfahan.
Bland Thure Spahandelins ättlingar återfinns entreprenören Adolf Sandelin som var brukspatron på Segerfors och en av Arvikas rikaste män. Andra ättlingar är Gustav Fröding (sonsons sondotters dottersons dottersons son) samt Selma Lagerlöf, Esaias Tegner m fl

برچسب‌ها, ,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *