در معرفی چهره”اسطوره”ای ادبیات نروژ

Bilderesultat for tarjei vesaas

یکی از نویسندگان مهم قرن بیستم اروپا که آثارش با تاخیری نسبتا طولانی به فارسی برگردانده شد، تاریه وسوس( Tarjei Vesaas1897 – 1970 ) شاعر و نویسنده نامدار نروژی است. وسوس در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی، بخصوص در اروپا، شاعر و نویسنده نامداری بود و آثارش به جز زبان های اروپایی، در دیگر نقاط دنیا به زبان های مختلف ترجمه شد، اما در ایران با فاصله ای ۵۰ ساله، آثار معدودی از او به فارسی منتشر گردید. این تاخیر در قیاس با ترجمه آثار نویسنده نروژی هم دوره اش “ کنوت هامسن“( Knut Hamsun )، و بعد ها “در مقایسه با آثار ” یون فوسه“( Jon Olav Fosse ) و یا با”یوستین گردر“( Jostein Gaarder) به خوبی آشکار است. تاریه وسوس بارها نامزد دریافت نوبل ادبی شد و جوایزی هم چون جایزه ادبی ونیز را در سال ۱۹۵۳، جایزه شورای ادبیات کشورهای اروپایی را در سال ۱۹۶۳ و جوایز ادبی کشور نروژ را بارها کسب کرده است. اوج درخشش او در ادبیات نروژ و جهان در دهه های۴۰، ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم بود. مرگ او در سال ۱۹۷۰ اتفاق افتاد.
رمان “ پرندگان“( به نروژیFuglane ) اثری است که بار اول این نویسنده نروژی را در ایران به خوانندگان دوستدار ادبیات جهان معرفی کرد. این رمان که در سال ۱۹۵۷ نوشته شد و توجه زیادی را در جهان ادبیات برانگیخت و سینما را نیز به پرداختن خود کشاند. اردشیر اسفندیاری مترجم ایرانی ساکن نروژ در سال ۱۳۸۱برگردان فارسی این رمان را به نشر چشمه سپرد. ترجمه فارسی این اثر کلاسیک و قدرتمند، با آن که از سوی ناشری معتبر روانه بازار کتاب شد، به رغم قابلیت ادبی و ظرافت داستانی این رمان شناخته شده، نشر آن در ایران به چاپ های چند باره نرسید.
پیش از نشر فارسی رمان پرندگان، برگزیده شعرهایی از این شاعر و نویسنده مشهور نروژی به فارسی درآمد که گستره ی نشر آن تنها در نروژ و در میان خوانندگان ایرانی اروپا بود. محمد جعفر جعفرنژاد با همکاری دانشگاه تروندهایم در نروژ، در سال ۱۹۸۷ ، بیست و هشت قطعه شعر از وسوس را در سطحی معدود منتشر کرد و با همین تعداد شعر نام، و ییشینه ادبی یکی از پرآوازه ترین نویسندگان و شاعران نروژ ، هر چند محدود به فارسی زبانان دوستدار ادبیات جهان معرفی شد.

به تعبیر یکی از معتبر ترین نویسندگان امروز نروژ – داگ سولستا( Dag Solstad) ، تاریه وسو.س با” تصویری که از خود در ذهن خواننده – نروژی – به جا گذاشته ، او را به شکل اسطوره در آورده است. چرا که اسطوره تاریخی ، شخصی است که به صورت تاریخی عمومی در آمده باشد.( پیشگفتار مجموعه اشعار تاریه وسوس/ ترجمه جعفر نژاد)

پیش از آن که بگوییم ویژگی کلی آثار وسوس در چیست و چه شاخصه هایی در آثار او وجود دارد که سولستا او را در جامعه ای کم باور به اسطوره، اسطوره خوانده است، باید گفت تاریه وسوس به شدت روحیه انسان نروژی، به خصوص مردم جامعه ای را که هنوز به توسعه سال های پس از ۱۹۸۰ نرسیده بود، نمایندگی می کند.
همیشه در پاره هایی از هر اثر می توان شخصیت پدیدآورنده آن را نیز کشف کرد و آثار وسوس از این نظر بسیار با روحیه انزوا طلبانه او سازگار است. او که تمام عمرش را در زادگاهش در حوالی ” تله مارک” گذراند – با آن که گاه به خارج کشور نیز مسافرت کرد – وابستگی اش به زادگاه خو گرفته اش به روشنی در نوشته های ادبی اش پیداست. در شعر معروف برف و جنگل کاج ارزش های متکی به طبیعت جامعه نروژی با باوری کم و بیش ملی برجسته است. با همین شعر که یگانگی انسان نروژی با طبیعت و دوری جویی از مناسبات کلکتیو را پدیدار می سازد، می توان دریافت که چرا وسوس در حافظه مردمان این کشور شمالی پایدار و بلند بالا باقی مانده است. روح انسان نروژی ، ملیت و همه ی عناصر زندگی ای که آمیخته به طبیعت خاص شمال و رمانتیسم متکی به آن است، در این شعر به شکلی” واقعی تر از واقعیت ” خود را در حافظه فرهنگی مردم نروژ ماندگار کرده است. رمان پرندگان نیز به همین گونه است. ماتیس قهرمان پرندگان انسانی به شدت نروژی است، نروژی سال های دور افتادگی ؛ نروژی انزوا جوی سال های پس از جنگ دوم که به شدت وابسته به طبیعت است و از مناسبات جامعه مدرن و فراورده های تکنولوژیک آن هراسناک است. جدا از این وسوس آثارش را به زیان ” نی نوشک” – نروژی نو – می نوشت. این نام – نروژی نو – به رغم عنوانش زبانی تازه نیست. اصالت و کهنگی آن به مراتب از زبان گفتار و نوشتار امروزی – بوک مول -، قدیمی تر است. پرادوکس این اصطلاح از آن جهت پدید آمده که ” ایوار اوسن” زبان شناس نروژی در اواخر قرن نوزده توانست از زبان جاری در روستاها و مناطق دور افتاده که از اصالت زبانی بیشتری برخوردار بود زبان نوشتاری نروژی تازه را ” تنظیم و ترویج” کند. این زبان که از یک سو بر ناسیونالیسم زبانی تاکید دارد، به باور بسیاری از نویسندگان و کوشندگان فرهنگی نروژ از ” ظرفیت های گسترده ای برای توصیف مناسبات انسان و طبیعت برخوردار است. ”

۲۷ دسامبر ۲۰۱۴٫ برگن
ع.ص

Et dikt av Terje Vesaas

Søn og granskog

برف و جنگل کاج
تاریه وسوس/ برگردان فارسی، محمد جعفر جعفر نژاد
——–
خانه!
برف و جنگل یعنی خانه.

از آن ماست
از نخستین لحظه.
پیش از آن که کسی آن را گفته باشد،
که آن برف است و جنگل کاج،
پاره ای از ما شده است –
واز آن پس همیشه با ماست
همه وقت، برای همیشه.

کوهه برف های ژرف
اطراف درختان تیره
– آن برای ماست!
پاره ای از هستی بلافصل مان
همه وقت، برای همیشه،
گر چه آن را کس نمی بیند،
برف و جنگل کاج پاره ای از ماست.

پوشیده پوشال برفین
و درخت بر سر درخت
تا آن جا که چشم کار می کند.
هر کجا هستیم
به سمتش بر می گردیم.
و در درون ما میثاقی است
که به خانه بیائیم.

به خانه بیا،
بر آن قدم بزن،
شاخه ها را خم کن،
و با لرز لرزه ای احساس کن
بودن در جائی که بدان تعلق داری
چه معنایی دارد.

تمام وقت، برای همیشه
تا موقعی که قلب های درون مرزی
به ضربان ایست دهد.
———————
Snø og granskog

Tale om heimsleg –
snø og granskog
er heimsleg.

Frå første stund
er det vårt.
Før nokon har fortalt det,
at det er snø og granskog,
har det plass i oss –
og sidan er det der
heile heile tida.

Meterdjup fonn
kring mørke tre
– det er for oss!
Innblanda i vår eigen ande.
Heile heile tida,
om ingen ser det,
har vi snø og granskog med.

Ja lia med snøen,
og tre ved tre
så langt ein ser,
kvar vi er
vender vi mot det.

Og har i oss ein lovnad
om å koma heim.
Koma heim,
gå borti der,
bøye greiner,
– og kjenne så det fer i ein
kva det er å vera der ein høyrer til.

Heile heile tida,
til det er sløkt
i våre innlandshjarte.

————–

Categories: ادبیات, ایرانیان در برگن, ویجت نروژ

Tagged as: , , ,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *