برچسب: داستان

ادبیات

اورحان پاموک: هنگامی که نقاش به مرز نابینایی نزدیک می شود

  اورحان پاموک مترجم: ایرج نوبخت از مجموعه ی ” من یک درختم”/ انتشار ۱۳۹۴/ نشر دنیای نو ———– از آن جایی که نقاش جماعت هراسی قدیمی و بجا از نابینا شدن دارند دورانی بود که نقاشان عرب هنگام طلوع آفتاب دیرزمانی به افق مغرب چشم می دوختند. در دوره ای بعد بسیاری از مردم […]

Continue reading
ادبیات

مرقد آقا داستانی که تکرار می شود

 اسد سیف ستار می داند که خالق اصلی این آقا خود اوست و آقا چماقی بیش نیست که فقط “به کار سگ‌زنی می خورد.” و چنین شد که مردم اندک‌اندک نذر به درگاه آن بردند. ملارجب‌علی، آخوند ده، در نفع خویش، وجود آن عزیز را تأیید کرده، کرامات او را به خواب می بیند و […]

Continue reading